ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 14

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

چنان شد كه ديگر كسى بفكر فرا گرفتن قواعد زبان فارسى نبود و اگر بگوييم گروهى از درس خوانده‌هاى اين عصر نمىدانستند كه زبان فارسى مانند ديگر زبانها براى خود صرف و نحوى دارد مبالغه نيست . چند سال پيش در يكى از مدارس دينى طالب علمى كه از ادب عرب و مقدّمات فقه و اصول بىبهره نبود ، از من كلمه‌اى فارسى را خواست ، اكنون كلمه را فراموش كرده‌ام ولى بخاطر دارم صيغهء اسم مفعول بود ، معنى آن را گفتم و اضافه كردم كه صيغهء اسم مفعول است . آن طالب علم چنان به من نگريست كه گويا مرتكب خطايى شده‌ام و سرانجام تحمّل نكرد و گفت از شما انتظار ريشخند نداشتم ، با تعجّب پرسيدم مگر چه شده گفت اينكه شما مىگوييد اين كلمه اسم مفعول است مىخواهيد مرا استهزاء كنيد ، مگر در فارسى اسم مفعول و اسم فاعل هست ؟ اين طرز تفكر ميراث دوره‌هاى گذشته و روش آموزش و پرورش در مدارس قديمى است كه مىپنداشتند تنها زبان عرب است كه صرف و نحو دارد ، بنابراين اگر نويسندگانى مانند رشيد الدين فضل اللّه يا شرف الدّين على يزدى يا ميرزا مهدى خان از قواعد دستور زبان فارسى پيروى نكنند جاى شگفتى نيست . دره و متون ادبى پيش از آن درّهء نادره مانند كتابهاى مشابه آن اثرى ابتكارى نيست ، و نويسنده در تحرير اين كتاب متأثر از كتابهايى است كه پيش از وى به نثر فنّى و مصنوع نوشته شده است ، ليكن نويسندگان قرن ششم با مهارت و استيلاى كامل كه بر ادب پارسى و عربى داشتند ، مىكوشيدند كه اقتباس و تقليد آنان به آسانى درك نگردد ، امّا تقليد و تأثير در عبارت درّه آشكار است و خواننده مىتواند به خوبى آن را دريابد . كتابى كه ميرزا مهدى خان بيشتر از آن تقليد و اقتباس كرده است ، و يا بهتر بگوييم آن را سرمشق تحرير خود قرار داده است ، « تجزية الامصار و تزجية الاعصار » معروف به تاريخ وصاف تأليف عبد اللّه بن فضل اللّه ملقّب به وصاف الحضرة است . تقليد ميرزا مهدى خان از اين كتاب يكنواخت نيست . چنان كه در مواردى عبارت درّه بهتر